تبليغاتX
دیوار حاشا


دیوار حاشا

شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر .
شخصیت من چیزیه که من هستم٬اما برخورد من بستگی داره به اینکه
"تو" کی باشی ...

ته نوشت :
درد دارد وقتی
همه چیز را میدانی!
و فکر میکنند نمیدانی!
و غصه میخوری که میدانی!
و میخندند که نمیدانی!
لائورا |

ای خداوند فیزیک ;
از اینکه در نمودار "فضا-زمان" ما را در کشوری دارای"شرایط حساس منطقه"
و "برهه حساس کنونی" قرار دادی
تو را
سپــــــاس
میگوییم .
لائورا

خیلی وقته که دیگه خوش نمیگذره .. !
فقط مــــــــیــــــــگذره
لائورا

 

انگار بعضی ها فراموش کرده اند
یک روزی یک جایی به سختی پایشان را در کفش زندگی ات کردند
و حالا بی خبرند این کفشهای  گشاد ٬
به تنهایی به پای یک نفر نمی ماند

لائورا


هی رفیق ...
اگه میدونستی آدما تو شبانه روز چند دقیقه فکر میکنند ،
اصلا نگران ِ این نبودی که در مورد ِ تو چه فکری میکنند...
بشین و عصاتو با همون عشقی تمیز کن که یه وسترن ، هفت تیرش رو تمیز میکنه...

این پـــــــــا ، درد میکنه واسه هر چی رفتنه
لائورا


حالا از ما نسلی مانده که عقده هایش را عطر زده ،
لباس شیک پوشیده و به خواستگاری می رود ،
و قرار است پدر و مادر نسل بعد باشد ...
مراقب فرزندانت باش ... آنها آدم ِ ملاحظه نیستند ...
آنها از من و تو اجازه نمی گیرند ........
روحشان مهم تر از همبستری هایشان است

نگذار عین ما آنقدر زیر چشمی بسوزند که به روی کسی نیایند

لائورا

همیشه احساس میکردم یک ماهی ام
خلاف جهت رود خانه
رو به ناکجا آبادی شنا میکنم که در هیچ نقشه ی جغرافیایی نیست
نا کجا آبادی که تنگ هایش به دریایی شدن می ارزد
یک عمر جرمم این بود
به ناکجا آباد خیالم که میرسیدم ...
می فهمیدم سنگی بوده ام
در تیرو کمان کودکی بازیگوش
که تمام تلاشم برای خلاف جهت رفتن
کمک کرده است تا بهتر رو به آنچه که او میخواهد پرت شوم
من حتی مجرم خوبی هم نبوده ام

ته نوشت : اين روزها
نه با ادا حرف مي زنم!
نه با طنازي نگاه مي کنم!
تمام زنانگيم را
ميان دستان مردانه ات جا گذاشته ام

لائورا |


گاهی بنشین سر جای من
تن بده به هرزگی نگاهی
که مثل "تو"
تاریخ انقضا روی بودنت می نگارد
ببینی
این نفس ها چه دردی دارد

لائورا

غــرور یعنی "تـــــــو"

که می توان هزاران بار

بخاطرت شکســت .

 
لائورا |

باور کنید زندگی آدم
گاهی لَنگ می شود ..
لنگ کمی دلگرمی !!
فقط کمی .


بعد نوشت : شاید بزرگترین عیب تنهایی های طولانی این است که وقت بیشتری داری تا خودت را ببینی.و وقتی نمی توانی مقابل دیگران, آن خودی را که پیدا کردی باز ببینی، درد می کشی.انگار که توی بدترین زندان دنیا زنجیرت کردند..   "محمد رضا کاتب"


l+++ برای Commenting به پست 87 برید ! ممنون

لائورا

خدایا ; میدونم دوسم داری
ولی من نـامـزد دارم

D:


بعد نوشت : اونائی که در خط امام نیستن؛
خون شهدا رو پایمـــــــــال می کنن؛
...
میخواستم بگم ایول؛ پرچم بالاست

لائورا

یک وقت هایی در زندگی می رسد
که باید دستت را بزنی زیر چانه ات و
جریان زندگی ات را
فقط تماشا کنی.....


بعد نوشت :
مرده شور اونایی رو ببرن که نه لیاقت موندن دارن نه جسارت رفتن!
هی میرن و برمیگردن و گند میزنن به زندگی ادم

سوژه نامه :
یه نظرسنجی تو فیسبوک گذاشتن که آخرین خواسته‌ت قبل از مرگ چیه؟ یارو جواب داده: ۵ دقیقه وقت بدن هارد کامپیوترمو فرمت کنم چون اگه ببینن چیا توشه دیگه ختمم برام نمی‌گیرن!
لائورا |

نـــــه چــــــــهره !
نـــــه اثر انگـــــشت !
آدم ها را از طرز " آه " کشيدن ‌شان بشناسيد ...!
لائورا

تـــا حـــالا دقــــت کـــردیــــن !؟

شـــانـــــس یــــه بـــار در خــونــه آدمـــو میــــزنـــه ,

بَـــدشــــانـــســـی دســـتـــش رو از روی زنـــگـــــــ بـــر نـــمیـــداره ,

بـــدبــَـخـــتـــی هَـــم کـــه کـــلاً کـــلیــد داره . . . . . .!!!!!!
لائورا

شکستن دل، به شکستن استخوان دنده می‌ماند؛
از بیرون همه‌چیز روبه‌راه است،
اما هر نفس، درد ا‌ست که می‌کشی . . .

"برنت"
لائورا


ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﻣﺠﺎﺯﻱ

ﺁﻧﻼﻳﻦ ﺗﺮﻳﻦ ﻫﺎ ، ﺗﻨﻬﺎﺗﺮﻳﻦ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ
لائورا

همیشه خوب خداحافظی كنید!
گاهی همه چیز آنقدر سریع اتفاق می‌افتد
كه فرصتی برای یك خداحافظی خوب پیدا نمیكنید !
گاهی جای بوسه‌ای كه هنگام خداحافظی نكرده‌اید،
تا ابد درد می‌كند....
باور کنید...!!!!!!
لائورا

وقتی می‌بینی دیگه به هیچ ‌کدوم از رفتارات اعتراض نمی‌کنم ،
فکر نکن آدم ایده‌آلی شدی !!!
این زنگ خطره . دارم نسبت به توام بی‌تفاوت می‌شم!!
لائورا

محکم تر از آنم که برای تنــها نــبودنم ، آنچه را که اسمش را غــرور گذاشته ام
برایت بــه زمیـــن بکوبــم ؛
احـساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیــــر بودی ...



ته نوشت : فک کردن بهت جز آزار چیز دیگه ای برام نداره

لائورا

دیگر سیگار هم به درد فراموشی چشمهایت نمی خورد
هر پک که می زنم
تو دود می شوی
من "آه" می شوم
دیوار می شوی می ایستی جلوی چشمانم
و دیگر سیگار هم به درد فراموشی چشمانت نمی خورد

p.s : يك نفر اینجا،به اندازه ی تمام یک نفر های دنیا٬دلش گرفته است .

ته نوشت۱ : کاش می توانستم دست اتفاق را بگیرم که نیفتد
ته نوشت۲ : ای زندگی بردار دست از امتحان‌ام/چیزی نه می‌دانم،نه می‌خواهم بدانم! (فاضل نظری)


بعد نوشت : کلیــــک

لائورا |


بی کسی یعنی لای استخوان های من نمک بپاشی ...
و زخم هایم پشت سرت راه بیفتند و معتاد دست های شورَت شوند

هومن شریفی
لائورا


وقـتـی کـسـی انـدازت نـیست..... دسـت بـه انـدازه ی خـودت نزن
لائورا


ممکنه اون بهت بگه: «بذار به دردِ خودم بمیرم»
اما تو نذار بمیره
شعور داشته باش...
لائورا

یک دم ،
فقط یک دم حس می کنی که در این دنیا تنهایی ؛

و برای "همیشه" تنها باقی خواهی ماند .


والتر بنیامین

لائورا

سردي کلامت هم
وقتي مرا " شما " خطاب ميکنی !
مني که تا ديروز عزيز دلت بودم
درد دارد ،
درد ...‬

p.s 1 : آنقدر نفس میکشم تا تمام شود ؛
همه آن هوایی که سراغ تو را میگیرند ...

p.s 2 : خيابان نيست كه از همان جايی آمدی بروی...
بفهم!
اين لامصب اسمش احساس است.
لائورا |


خدایا
هر دری را خواستی
" ز حکمت ببندی " قبلش یه آلارمی ٬ بوقی ٬ چیزی بده له نشیم لای در :)

ممنون !
لائورا


آقا ما نماز قضا شما صف اول نماز جمعه . ما تو خونه همش جنگ و دعوا، شما همش تمدن همش گفتمان!!! آقا ما تو گزینش شرکت نفتیم شما بابات شده وزیر نفت ..!
آقا ما عشق و عاشقى ، شما عقل و منطق . .
آقا ما فـــ شما فرحزاد !!  ما بتمرگ شما بفرما! آقا ما هی آره شما هی نه .
آقا ما شورش قبیله ای ، شما گفتگوی تمدن ها
آقا ما لکنت زبون، شما سخنگوی دولت
ما پوچ شما گل !
آقا ما بنال بینیم با....شما خواهش میکنم بفرمایید
ما چی کوفت میکنی....شما چی میل داری عزیزم؟!
آقا ما فلافل شما مدیر عامل پخش فراورده های گوشتی
آقا شما هفت شهر عشق را گشتی ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم :)
ما مُخـمون تاب داره شما حیـاطـتون !
ما مینیمم نسبی، شما ماکسیمم مطلق

*** منبع : فیسبـــوک
لائورا


بعضیا خیلی راحت نامردن ، به راحتیه گفتن : چیزی بین ما نبوده ! :|
لائورا

مسافری که صراط مستقیمش از والضالین ِ آغوش تو ٬ سر در می آورد
نماز و دل ٬ هر چه شکسته تر ، بهتر
بگذار از درد بپیچید٬ اولین مسیری را که بوی انحراف میدهد !
با تو ام ٬ مرد ِ شکستن ...هستی ؟؟؟؟

p.s 1 : برای کشتن یک پرنده نیاز به تیر وچاقو نیست...
بالهایش را که بچینی خاطرات پرواز روزی صدبار او را خواهد کشت

p.s 2 : يادت بخير شادماني بي سبب

p.s 3 : داغی تنت تنها دمایی است که همیشه طالبش هستم!حتی در تابستان. (مخاطب خاص)

لائورا |


داری از دست های کسی میروی
که هر بار صحبت از رفتنت شد ٬ زبانش را گاز گرفت
و زیر لب ٬ تمام اعتقاداتش را ٬ تف کرد
...
اگر کافر شدن فایده داشت ٬ آنقدر به آغوشت ٬ شِرک می ورزیدم
که آسمان به زمین بیاید و هیچ هواپیمایی ٬ بدون اجازه ی من
روی حرف های تو ٬ بلند نشود ...
تو به درد ِ ٬ رفتن نمی خوری
من با انتظار ٬ زیر یک سقف نمی خوابم
و گریه ٬ راه ِ دموکراتیکی برای پشیمان کردنت نیست
من بی دست و پا تر از آنم ٬ که در فرودگاه برایت دست تکان دهم
و میدانم هیچ کمربندی آنقدر ٬ تو را نمی فهمد
که از سقوط ِ اشکهایت ٬ممانعت کند
من به تمام مهماندار ها ٬ سپرده ام ٬ هوای ِ بارانیت را داشته باشند
مرا به ترافیک ِ خیابان ها بسپر ٬ به سیگار های انفردای
به پرسه های موازی در کافه های پیانو زده
به ضبط صوت کهنه ای که بی تو ٬ از هیچ عاشقانه ای حساب نمی برد
.
.
.
آنجا که رسیدی ٬ کافه ای پیدا کن
و دو قهوه سفارش بده ...
و جای خالیم را آنقدر به حرف بگیر ٬ که فنجان ها عاشق هم شوند
من هم به اولین آکاردئون به دستی که برسم
تمام دار و ندارم را میدهم تا .......

(( بــــــــــــــــا تو رفتم

بــــــــــــــــــی تو باز آمدم

از سر ِ کــــــــــوی او
.
.
.
دل ِ دیـــــــوانه ))

لائورا